مارو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
جدیدترین اثر داستانی هادی هیالی با نام «بنویس حاتم، بخوان حته» از سوی نشر افراز به بازار آمد.
تیتر فرهنگی: هادی هیالی که آثاری چون «گنطره» ، «رازمینا»، «رقص با کوسهها»، «مها» و … در پرونده کاری خود دارد، آخرین رمان خود یعنی «بنویس حتم، بخوان حته» را با نشر افراز روانه بازار کتاب کرد.
به رسمیت شناخته شدن و احترام به کرامت انسانی را که اغلب از سوی حکومتهای غیرمردمی نادیده گرفته میشود، خواسته یا ناخواسته به نتایج ناگواری منتهی میشود. از جمله این تصمیمات نابخردانه برمیگردد به حدود شصت سال پیش، که در منطقه عربنشین شعیبیه رخ داد. منطقه وسیع حاصلخیزی که بین سه رودخانه پر آب آن دوران یعنی کارون، دز و کرخه واقع شده است. منطقهای راهبردی که پیرامونش را شهرهای اهواز، دزفول، شوش و شوشتر احاطه کردهاند.
آنطور که هادی هیالی میگوید، طبق آمار رسمی دههی چهل( ه- ش) این منطقه به تنهایی بیش از پنجاه درصد محصولات کشاورزی استان را تولید میکرد، استانی که در برهه زمانی یکی از قطبهای مهم تولیدات کشاورزی اقلام استراژیک بود.
زارعینی که صدها سال و جد اندر جد به فلاحت میپرداختند و زندگی نسبتا مرفهی داشتند، یک شبه همهچیز را از دست دادند. چراکه سر و کله یک شرکت آمریکایی- انگلیسی با یک طرح شبهاستعماری پیدا میشود. کل طرحشان در دو کلمه خلاصه شده بود: «نیشکر بهجای گندم». پهلوی دوم چارهای غیر از چشم گفتن نداشت.
زمینها را با هزار و یک ترفند از چنگ صاحبان اصلیشان بیرون کشیدند. به این ترتیب هزارانهزار انسان بدون هیچ برنامهی از قبل پیشبینی شدهای به حاشیه شهرهای اقلیم رانده شدند.
در این میان روستاییانی بودند که حاضر به واگذاری زمینهای آبا و اجدادیشان نشدند، هرچند راه به جایی نبردند و چه بسا جانشان را هم از دست دادند. حته یکی از آنها بود، جوانی بیستوچند ساله که به دلیل شجاعت، صداقت و محبوبیتش در یک فرجه چند ماهه، لیدری جنبش اعتراضی به دوش میکشد که برای چند سال مزاحمتهای خیلی جدی برای حاکمیت شاهنشاهی ایجاد میکند.
هادی هیالی در این اثر به شخصیتی که بهطور ناجوانمردانه مورد ظلم و ستم واقع شده بود، پرداخته است. هرچند نامش برای جامعه عرب ایران به عنوان نماد ایستادگی همچنان بر سر زبانهاست. نامی که میرفت از یادها به فراموشی سپرده شود.