پایگاه خبری تحلیلی تیتر فرهنگی

تعریض سنگین رئیس اتحادیه به نمایشگاه چاپ

بابک عابدین با تاکید بر ضرورت ارزیابی نمایشگاه چاپ به قید فوریت، حضور فعالان چاپ در این رویداد را از سر اجبار و نشانه‌ی انحصارگری آن خواند.

تیتر فرهنگی: بابک عابدین، رئیس اتحادیه صنف چاپخانه‌داران و صحاف تهران در جدید‌ترین واکنش خود، نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی تهران را که اخیرا شاهد برپایی سی‌ودومین دوره از آن بودیم، به بازارچه‌ای چهارروزه تشبیه کرده که نه تنها نقشی در توسعه این صنعت ندارد، بلکه تاثیرات منفی آن دامنگیر صنف خواهد شد.

مشروح این یادداشت، به شرح زیر است:

نمایشگاه‌های تخصصی، در ذات خود، ابزار توسعه صنعتی هستند؛ نه صرفاً گردهمایی‌های موقت، نه بازارچه‌های چهارروزه، و نه ویترینی برای انباشت منافع اقتصادی در جیب یک برگزارکننده.

اگر قرار است نمایشگاه صنعت چاپ و بسته‌بندی بین‌المللی و ملی خوانده شود، باید پس‌لرزه صنعتی داشته باشد: انتقال فناوری، جهت‌دهی به سرمایه‌گذاری، تعریف اولویت‌های سیاست‌گذاری و ایجاد گفت‌وگوی ساختارمند میان صنعت، دولت و تشکل‌های صنفی.

واقعیت تلخ آن است که آنچه امروز تحت عنوان نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی تهران برگزار می‌شود، سال‌هاست از این مأموریت فاصله گرفته و به رویدادی غیررقابتی، بسته و ناگزیر تبدیل شده است. رویدادی که نه به دلیل کیفیت، بلکه به دلیل نبود جایگزین ادامه حیات می‌دهد.

حضور فعالان صنعت در این نمایشگاه نه از سر رضایت، بلکه از سر اجبار اقتصادی است. اجباری برای دیده‌شدن، برای از دست ندادن بازار، و برای حفظ حداقل ارتباط با مشتریان بالفعل و امید کسب ارتباطات اقتصادی بالقوه. این وضعیت، نشانه موفقیت نیست بلکه نشانه انحصار است.

سی‌ودومین نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی تهران

فقدان مطلق نگاه B2B و توسعه‌محور

در کدام بخش از این نمایشگاه، جریان واقعی Business to Business تعریف شده است؟ کدام برنامه مشخص برای انتقال فناوری‌های نوین، کدام پنل تخصصی برای آینده صنعت، کدام مسیر روشن برای اتصال صنعت به زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و جهانی؟

نمایشگاهی که نه نقشه راه فناورانه ارائه می‌دهد، نه گزارشی از تحولات جهانی چاپ، نه برنامه‌ای برای ارتقای بهره‌وری و نه حتی تلاشی برای هم‌راستاسازی صنعت با سیاست‌های کلان کشور، در عمل، از یک پلتفرم صنعتی به یک رویداد مصرف‌محور (B2C) تقلیل یافته است.

حذف عامدانه تشکل‌های  تولیدی، صادراتی و صنفی، حذف صدای این صنعت است

صنعت بدون تشکل، بی‌صداست و نمایشگاهی که تشکل‌ها را به حاشیه می‌راند، عملاً صنعت را خنثی می‌کند. دعوت‌نامه تشریفاتی، جلسه پشت درهای بسته، یا مراجعه به دفتر برگزارکننده، هیچ‌کدام مشارکت صنفی محسوب نمی‌شود.

اگر برگزارکننده واقعاً به صنعت باور دارد، باید برای اتحادیه‌ها و تشکل‌ها جایگاه رسمی مستقل در دل نمایشگاه تعریف کند، غرفه‌های تشکل های صنفی را به عنوان رسانه صنعت بپذیرد و نمایشگاه را به تریبونی برای انتقال مطالبات صنعت به دولت و سیاست‌گذاران تبدیل کند. در غیر این صورت، نمایشگاه نه خانه صنعت، بلکه ملک شخصی برگزارکننده تلقی خواهد شد.

فرافکنی به‌جای پاسخگویی

زمانی که یک رویداد، در انجام وظایف توسعه‌ای خود ناکام می‌ماند، ساده‌ترین راه، فرافکنی است. انتقال مسئولیت ناکامی به تشکل‌ها، تخریب شخصیت مدیران صنفی و تولید روایت‌های احساسی برای پوشاندن خلأ عملکردی. این رویکرد نه تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه اعتبار باقی‌مانده رویداد را نیز فرسایش می‌دهد. مسئله صنعت چاپ، افراد نیستند مسئله ساختار معیوب نمایشگاه است.

نمایشگاه یک ابزار توسعه است یا صرفا بنگاه درآمدزایی برای برگزارکننده؟

هیچ‌کس منکر زحمت اجرایی نیست، اما زحمت جای کارنامه توسعه‌ای را نمی‌گیرد. نمایشگاهی که خروجی صنعتی ندارد، اثر پسینی ندارد و هیچ ردپایی در بهبود محیط کسب‌وکار برجای نمی‌گذارد، نمی‌تواند با واژه‌هایی چون “همدلی”، “اعتماد”و “دستاوردهای بزرگ” توصیف شود.

صنعت چاپ ایران، به بلوغی رسیده که دیگر شعار را از برنامه و روایت را از واقعیت تشخیص می‌دهد. عملکرد این نمایشگاه باید به قید فوریت و به‌صورت دقیق، شفاف و مبتنی بر شاخص‌های حرفه‌ای مورد کنکاش و ارزیابی قرار گیرد.

ادامه برگزاری رویدادی با این سطح از اثرگذاری اقتصادی و صنفی، بدون ارائه گزارش مستند از دستاوردها، خروجی‌های فناورانه، میزان تحقق اهداف توسعه‌ای و نحوه توزیع منافع آن در زنجیره صنعت، نه‌تنها قابل دفاع نیست، بلکه می‌تواند به تداوم یک چرخه ناکارآمد و غیرپاسخگو دامن بزند.

بدیهی است نمایشگاه صنعت چاپ و بسته‌بندی باید پاسخ‌گوی پرسش‌های روشنی باشد؛ از جمله این رویداد چه سهمی در ارتقای فناوری، بهره‌وری و رقابت‌پذیری صنعت داشته است؟

چه نقشی در اتصال فعالان صنعت به بازارهای صادراتی و زنجیره‌های ارزش ایفا کرده است؟ جایگاه تشکل‌های صنفی در فرآیند تصمیم‌سازی و اجرای آن دقیقاً کجاست؟ و منافع اقتصادی حاصل از این رویداد، چگونه و به نفع چه کسانی توزیع شده است؟

تا زمانی که پاسخ روشن و مستند به این پرسش‌ها ارائه نشود، ادعاهای کلی و روایت‌های احساسی نه‌تنها کمکی به صنعت نمی‌کند، بلکه می‌تواند اعتماد عمومی و صنفی را بیش از پیش تضعیف کند. کنکاش فوری در عملکرد این نمایشگاه، نه یک مطالبه شخصی، بلکه ضرورتی صنفی و مسئولیتی در قبال آینده صنعت چاپ و بسته‌بندی کشور است.

درپایان:

این یادداشت، نه برای جدال نوشته شده و نه برای تسویه‌حساب، بلکه یک مطالبه روشن است. یا نمایشگاه چاپ و بسته‌بندی تهران به نهاد واقعی توسعه صنعت بازمی‌گردد، یا باید صادقانه پذیرفت که به رویدادی حداقلی، انحصاری و صرفا درآمدمحور شخصی تقلیل یافته است. این ابر صنعت، بیش از این، شایسته اتلاف ظرفیت نیست.


نظرات توسط مدیر بسته شده است