مارو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
«صاحبامتیاز و سردبیر مجلهی ادبی نیما» از دریافت مجوز این فصلنامهی ادبی در اوایل اردیبهشتماه خبر داد.
تیتر فرهنگی– بیتا ناصر: علیرضا ابراهیمی آبیز، نویسنده و روزنامهنگار که سابقهی مدیریت مرکز نشر «چارکوچه» را در کارنامه دارد، نسبت به تاسیس یک مجله اختصاصی در حوزه زبان و ادبیات فارسی با نام «نیما» اقدام کرده و اکنون در حال فراهم کردن مقدمات چاپ اولین شمارهی این مجله -ویژهنامهی شاعر خراسانی «غلامحسین چهکندینژاد»- است، از دربارهی دلایلش در اتخاذ این تصمیم و شرایط عمومی کشور در حوزهی نشر و مطبوعات پرسیدیم که در ادامه خواهید خواند.
- تا آنجا که مطلع شدیم، بعد از فعالیتهای ادبی و انتشاراتی، گردآوری مطالب اولین شماره از نشریه ادبی «نیما» را در دست دارید.
بله. اوایل اردیبهشت امسال بود که درخواست مجوز این نشریه، موافقت شد و اکنون در حال فراهم کردن مقدمات چاپ اولین شمارهی این مجله هستیم. اولین شماره این فصلنامه، ویژهنامهی شاعر خراسانی «غلامحسین چهکندی نژاد» است و تاکنون بیش از بیست شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد ادبی از سراسر ایران و جهان آثارشان را برای چاپ در شماره اول این مجله ارسال کردهاند.
- با توجه به گرانی کاغذ و حذف شدن کالای فرهنگی از سبد خانوارها چه شد که در میانهی جنگ به فکر انتشار فصلنامه ادبی افتادید؟
اگر خوب فکر کنیم، در تاریخِ معاصر ما هیچ وقت برای کار فرهنگی زمان مناسب فرانرسیده! یعنی زمانی نبوده که ما غمِ نان نداشته باشیم و سانسور نباشد و همه چیز رو به راه شده باشد که بگوییم خب حالا دیگر وقتِ کار فرهنگی است. اگر بخواهم صادقانه بگویم چه شد که در این بلبشو بازار به فکر انتشار مجلهی ادبی افتادم؟ نمیدانم! همینقدر میدانم که باید کاری کرد؛ باید از این هیچ کاری نکردن دست کشید و قدم در راهی گذاشت؛ حتی اگر آن راه به ناکجاآباد باشد، اگر بدانم که دویدنم در این راه هیچ ثمری نخواهد داشت، باز هم خواهم دوید! البته نمیدانمِ من از نادانی نسبت به وضعیتِ موجود نیست، خوب میدانم که اوضاع نشر و کتاب و کاغذ و مخاطب کالای فرهنگی در چه وضعیتی است اما «نمیدانم» چرا فکر میکنم در همین اوضاع نابسامان هم، سامانِ ما در این است که کاری بکنیم! کاری بکنیم و بگوییم نشد، بهتر از این است که بنشینیم و بگوییم نمیشود!
- آقای ابراهیمی آبیز ؛ نشریه نیما قرار است چه کارکردها یا کارهای ویژهای داشته باشد و چه خلأ یا خلأهایی را در عرصه نشریات ادبی پر کند؟
نشریات تخصصی حوزه ادبیات که در حال حاضر فعال هستند هر کدام به سهم خود کارهای مهمی کردهاند، نمیخواهم ادعا کنم که برای پر کردن یک خلأ به میدان آمدهام. من فقط خیلی دوست دارم مجلهی نیما بتواند صدای شاعران، نویسندگان و پژوهشگرانی باشد که به هر دلیلی کمتر فرصت ابراز وجود داشتهاند. مثلا ویژهنامهی شماره اول نیما به شاعر خراسانی، غلامحسین چهکندینژاد اختصاص دارد. شاعری که از دهه ۶۰ وارد فضای جدی ادبیات شده؛ اما بعد از انتشار پنج دفتر شعرش با یک تصمیم خودخواسته بیش از پانزده سال هیچ اثری را منتشر نکرد! در این پانزده سال او بیش از ده دفتر شعر سروده است، اما تن به چاپ اشعارش نداده؛ برای من که دوستی دیرینه با او دارم این تصور پیش آمد که غلامحسین چهکندینژاد میخواهد یک پیام به ما بدهد و آن اینکه وقتی دکان شعر دایر شده و همه عطش چاپ شعر دارند و شعر را به ابتذال کشیدهاند «بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش» من دوست دارم شاعرانی مثل ایشان که خودخواسته به انزوا رفتهاند و یا دیگر نویسندگان و پژوهشگرانی که ناخواسته طرد شدهاند را به میدان بیاورم؛ و از طرفی دوست دارم در مجلهی نیما کمی بیشتر به فرهنگعامه مردم ایران بپردازیم، چیزی که در نشریات دیگر کمتر به آن توجه شده.
- با توجه به اینکه در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی سهم بیشتری را نسبت به نشریات، روزنامهها و حتی رسانههای برخط دیگر در جذب مخاطب داشتهاند، برنامه شما چیست؟
هیچ رسانهی مکتوبی هرگز نمیتواند برای جذب مخاطب با شبکههای اجتماعی رقابت کند، چرا که ماهیت رسانههای اجتماعی در جذب مخاطب است و اساسِ نشریات تخصصی در کیفیت محتواست. همانطور که گفتید، ما در زمانهای هستیم که تعدد رسانه وجود دارد، و اقبال مردم هم با شبکههای اجتماعی است، یعنی نشریات تخصصی بهمرور جایشان را به صفحات اینستاگرامی دادهاند و الگوریتمی که این شبکهها دارند بهجای توجه به کیفیت و کمک به اندیشهورزی در مخاطب، بر مخاطبپروری و واکنش سریع متمرکز است (یعنی تولیدکنندهی محتوا را تشویق میکند که با تیتر زرد و محتوای جنجالی مخاطب خودش را به واکنشسریع وا دارد، که این واکنش در اکثر اوقات منجر به تفکر انتقادی نمیشود و معمولا محدود به لایک و کامنت و بازنشر آن پست است) بنابراین کارکرد رسانههای تخصصی با شبکههای اجتماعی متفاوت است؛ اما نمیشود با تکنولوژی بجنگیم، ما هم هیچ رسانهای را پس نمیزنیم و تلاش میکنیم در کنار چاپ نشریه از شبکههای اجتماعی بهره بگیریم تا مخاطب آنلاین هم بتواند به نشریه دسترسی داشته باشد. البته بجز جذابیت شبکههای اجتماعی و اقبال مردم به آنها عوامل دیگری از جمله گرانی کاغذ و هزینههای تولید نشریات مکتوب که پیش از این گفتیم هم باعث میشود مخاطب ما محدودتر شود. با این حال نباید این فضا را خالی گذاشت.
- آیا نسبت و ارتباطی میان رویکرد نشریه نیما و نشر چارکوچه که مشخصا در حوزه ادبیات فعالیت دارد، برای علیرضا ابراهیمی آبیز وجود دارد؟
سوال بسیار خوبیست، من در نشر چارکوچه و فصلنامهی نیما یک رویه را دنبال میکنم؛ و آن دور نگه داشتن این دو بنگاه فرهنگی از هر نوع وابستگی به غیر است. یعنی هم نشر چارکوچه و هم مجلهی نیما از نظر فکری و مالی به هیچ سازمان یا گروه خاصی وابسته نیست و کاملا مستقل عمل میکند. حتی فصلنامهی نیما زیر نظرِ نشر چارکوچه هم نیست! یعنی ممکن است من در نشر چارکوچه شعرهای یک شاعر را منتشر کنم ولی همان شعرها در فصلنامهی نیما انتخاب نشود! چرا که در مجلهی نیما دبیر بخش شعر شخص دیگریست و من به عنوان سردبیر، در نظر او دخالتی نخواهم کرد.
نظرات توسط مدیر بسته شده است